محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
441
رشحات البحار ( فارسى )
ادراك كند ، يا خضوع وجودى خود را مانند همه موجودات ديگر درك مىكند يا اينكه خضوع را در فطرت خويش مىيابد و در اين صورت يا كسى را كه در برابر وى تذلل مىنمايد درك مىكند يا نه . در صورتى كه ان موجود را درك كند ، يا خضوع خود را براى او نمايان مىسازد يا نه . بر اين اساس تقسيم انسان درست است . چنانكه خداوند سبحان هم فرمود : وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ « 1 » بنابراين كسى كه خضوع وجودى يا فطرى خود را دريابد و موجودى را نيز ادراك كند كه در برابر او خضوع مىكند ، همچنين خضوع خود براى وى را اظهار نمايد ، قطعا از دسته اول است . اما كسى كه خضوعش را ادراك نكند ، چه برسد به ادراك موجودى كه در برابر وى خضوع مىكند يا اينكه خضوعش را براى وى اظهار نمايد ، قطعا از قسم دوم است : همچنين كسى كه به هر وجهى خضوع را درك مىكند ، اما موجودى را ادراك نكند كه در برابر وى خضوع مىنمايد ، و نيز كسى كه موجودى را ادراك كند كه در برابر وى خضوع مىكند ، ولى خضوع در برابر وى را اظهار ننمايد ، آيا مىتوان گفت كه از مصاديق اين فرموده خداوند متعال است كه : « وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ » ؟ ظاهرا نه ؛ زيرا نسبت به قسم اول سجده ، عادلانه نيست . بلكه مىتوان گفت كه چنين كسى جزء مصاديق اين فرموده خداوند متعال است : « أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ » ؛ زيرا چنين كسى هم خضوع را ادراك نموده است ، و هم كسى را كه در برابر وى سجده و خضوع مىكند . به عبارت ديگر ، مدار مدح و ذم بر رؤيت حق و شناخت وى مىچرخد . اين است كه خداوند فرموده است : يا رسول اللّه ! مگر تو و امت تو مانند همه موجودات به سبب خضوع وجودى ، و نيز مانند انسانها به سبب خضوع فطرى نمىبينيد كه خداوند موجودى است كه در برابر وى خضوع مىشود . ازاينرو هركس خداوند را بشناسد ، حتى اگر خضوع خود در برابر وى را
--> ( 1 ) . حج ( 22 ) : 18 .